عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

184

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ - اين منتى ديگرست و نعمتى ديگر كه اللَّه تعالى در ياد ايشان ميدهد . وَ إِذْ فَرَقْنا ابن عباس گفت - اوحى اللَّه الى موسى ان اسر بعبادى ليلا انكم متبعون - اللَّه تعالى بموسى وحى فرستاد كه يا موسى اين بندگان مرا بشب از مصر بيرون بر كه دشمن بر پى شماست . موسى فرمود تا در خانه‌ها چراغ برافروختند همه شب تا قبطيان را گمان افتاد كه ايشان بخانه‌ها ساكن نشسته‌اند . موسى بفرمان خداوند عز و علا از مصر بيرون شد و با وى ششصد هزار مرد جنگى و بيست هزار بود كه سنّ ايشان كم از شصت و بيش از بيست بود ، چون بيرون آمدند راه نبردند متحير فرو ماندند ، تا ايشان را بقبر يوسف نشان دادند در جوف نيل ، و صندوق مرمر كه يوسف در آن نهاده بود بيرون بياوردند تا با خود بشام برند ، چنانك يوسف از برادران در خواسته بود ، و آن نشان پير زنى داد چنانك در خبر است ، تا اين نكردند راه بريشان گشاده نشد - پس فرعون بدانست كه ايشان از مصر بيرون شدند ندا فرمود تا چون خروه « 1 » بانك كند جمله قبطيان ساخته باشند تا از پى ايشان بروند . و رب العزة تقدير چنان كرد كه آن شب هيچ خروه ببانك نيامد ، تا بوقت اسفار . پس فرعون و قبطيان بيرون آمدند لشكرى انبوه و جمعى عظيم . گفته‌اند كه هزار هزار و هفتصد هزار بودند و از جمله هفتاد هزار اسب هام گون هام رنگ هم بالا بودند ، و هامان در مقدمهء ايشان ، تا به موسى و بنى اسرائيل نزديك شدند . پس لشكر موسى چون بكنارهء دريا رسيدند ، در پيش دريا ديدند و از پس دشمنان ، فرياد برآوردند كه - يا موسى أوذينا من قبل ان تأتينا و من بعد ما جئتنا ، هذا البحر اما منا ، و العدو خلفنا فما الحيلة ؟ - يا موسى پيش از آمدن تو ما بدست ايشان رنجه و شكسته و كوفته بوديم و پس از آمدن تو هم چنان ، خود اين رنج و عذاب ما روزى بسر نيايد و از ما باز نشود اينك دريا در پيش و دشمن از پس ؟ موسى گفت - « عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ » - چه دانيد ، باشد كه خداوند شما آن دارنده و پرورانندهء شما

--> ( 1 ) خروه - فى نسخة الف خروس - فى نسخة ج